أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
194
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
يابد و در ميان يكى از دو باد وزد . كتاب الازمنة و الامكنة ، ج 2 ، ص 75 و مقدمة الادب . نيز رك در تفصيل رياح ، التنبيه و الاشراف مسعودى ، ص 16 به بعد . ( 43 ) 13 / 24 : به شعب بوان برسان - در متن ( ص 200 ) اين شعر چنين است : فبالله يا ريح الجنوب تحملى * الى شعب بوان سلام فتى صب و چگونه كسى كه خود در شعب بوان است و اين ابيات را بر صخرهاى مىنگارد ، باز درود خويش را به پايمردى باد جنوب به شعب بوان مىفرستد ؟ پس ظاهرا روايت صحيح اين بيت ، همان است كه در نسخهء عكسى ( ورق 93 ، آ ) آمده است . فباله يا ريح الجنوب تحملى * الى ارض بغداد سلام فتى صب و در روايت ياقوت : « الى اهل بغداذ » است . معجم ذيل « بوان » . ( 44 ) 14 / 6 : تككى - با كسر تا و فتح كاف اول - جمع تكه ( بند شلوار ) - در انساب سمعانى ، بدين نسبت ( تككى ) چند تن ذكر شدهاند ، ليكن هيچ كدام احمد بن ضحاك نيست . در ابن ماكولا و برخى مآخذ ديگر نيز يافته نشد . ضبط ياقوت - به نقل دخويه - الفلكى است . نيز نسخهء عكسى ( ورق 93 ، آ ) : الفلكى است . نيز رك : اللباب فى تهذيب الانساب ، ج 1 ص 179 ، و ج 2 ، ص 221 - 222 ( 45 ) 14 / 16 : بر خيره به يك سو نگرند - عبارت متن ( ص 201 ، س 2 ) : « تر نوبحدق تولب » است . تولب - بر وزن كوكب - به معناى كرهء خر گوره « 1 » است . در اين تعبير ، كنايهاى لطيف است كه حالت سر سبزى و طراوت باغ را ، كه درختانش سر كشيده و در غرور خرمى خود غرق ايستادهاند ، به حالت نگريستن و كيفيت نگاه كرهء خر يا كرهء گورهخر تشبيه كرده است ، كه همينسان به يكسو بى پروايى مىنگرد . ( 46 ) 15 / 3 : و به يادگار تو - عبارت متن ( ص 201 ، س 9 ) چنين است ، « و شربت لك يادكارا » دخويه ( ص LIII ) گويد : يعنى به ياد تو نوشيدم . البته اين كلمه - چنان كه روشن است - همان يادگار فارسى است و گويا اين تعبير ، از اين بيت ابو نواس ( م 198 ) گرفته شده است :
--> ( 1 ) - بلكه مطلق كره خر و خر خرد ، التولب ، الحمار الصغير . فيوما على سرب نفى جلوده * و يوما على بيدانة ام تولب الاشتقاق ، ص 184